تازه های روان شناسی تربیتی
News in educational psychology
News in educational psychology
کاربردهای سطوح حیطه شناختی اهداف آموزشی
آخرین بازنگری در سطوح حیطه شناختی اهداف آموزشی (2001) بنجامین بلوم توسط وسط لورین اندرسون (Lorin Anderson) و دیوید کراسول (David Krathwohl) چه درس هایی برای معلم دارد؟
نویسنده: دکتر جواد عینی پور
در ابتدا به این مراحل نگاهی بیندازیم:
1- یادآوری (Remembering): بازیابی دانستارها (مانند تعریف کردن، فهرست کردن، تکرار کردن).
2- درک و فهم (Understanding): فهمیدن معنا (توضیح دادن، تفسیر کردن، خلاصه کردن، مثال زدن).
3- کاربرد (Applying): استفاده از دانش در موقعیت جدید (اجرا کردن، حل کردن مسئله، بهکارگیری).
4- تحلیل (Analyzing): تجزیه دانستارها (مقایسه کردن، سازماندهی کردن، تشخیص روابط).
5- ارزشیابی (Evaluating): قضاوت بر اساس معیارها (انتقاد کردن، دفاع کردن، بررسی کردن).
6- آفریدن(Creating): تولید چیز جدید (طراحی کردن، ساختن، ترکیب کردن، برنامهریزی کردن).
این مدل سلسلهمراتبی است، یعنی سطوح بالاتر به تسلط بر سطوح پایینتر وابستهاند. کاربردهای جالب طبقهبندی بازنگریشده بلوم (۲۰۰۱) برای معلمان بسیار عملی و تحولآفرین هستند. این مدل نه تنها به عنوان یک چارچوب نظری، بلکه به عنوان ابزاری روزمره برای طراحی تدریس، ارزیابی و تعامل با دانشآموزان استفاده میشود. در ادامه، برخی از کاربردهای جالب و کاربردی آن را به صورت خلاصه و مثالمحور بیان میکنم:
۱. طراحی اهداف آموزشی قابل اندازه گیری و هوشمند
معلمان میتوانند اهداف درس را با افعال عملی هر سطح بنویسند تا دقیق، قابل اندازهگیری و متناسب با سطح دانشآموزان باشند.
مثال:
سطح یادآوری: «دانشآموزان تاریخ وقوع انقلاب فرانسه را بیان کنند.»
سطح آفریدن: «دانشآموزان یک کارزار تبلیغی نوین برای بهداشت محیط راه بیندازند.»
این کار کمک میکند اهداف از حالت مبهم خارج شوند و پیشرفت یادگیری قابل پیگیری باشد.
۲. برنامهریزی درس و فعالیتهای متنوع (Lesson Planning)
معلمان میتوانند درس را به صورت سلسلهمراتبی طراحی کنند: از سطوح پایین (یادآوری و درک) شروع کنند و به تدریج به سطوح بالاتر (تحلیل، ارزشیابی و خلق کردن) برسند.
رویکرد جالب «Flip the Pyramid»: برخی معلمان درس را از سطح خلق کردن شروع میکنند (مثل افکندار(پروژه) خلاقانه) و سپس با فعالیتهای پایهای شکافهای دانش را پر میکنند. این روش انگیزه دانشآموزان را افزایش میدهد.
مثال در کلاس ادبی: دانشآموزان یک شعر بسرایند و سپس به تدریج با مفاهیم مربوط به سرودن شعر آشنا شوند.
۳. توسعه تفکر بالاتر (Higher-Order Thinking Skills - HOTS)
معلمان با تمرکز روی سطوح تحلیل، ارزشیابی و آفریدن، دانشآموزان را به تفکر انتقادی، حل مسئله و نوآوری سوق میدهند.
مثال:
به جای فقط حفظ فرمولهای ریاضی، از دانشآموزان بخواهید یک مسئله واقعی زندگی را تحلیل کنند، راهحلهای مختلف را ارزشیابی کنند و یک مدل جدید ایجاد نمایند.
۴. ارزیابی متنوع و عادلانه
طراحی آزمونها و افکندارها(پروژه ها) که سطوح مختلف را پوشش دهند (نه فقط آزمون حافظهمحور).
کاربرد جالب: ارزیابی formative (پیوسته) با سؤال های متناسب با هر سطح برای شناسایی نقاط ضعف دانشآموزان در زمان واقعی.
۵. تدریس تمایزی (Differentiated Instruction)
معلمان میتوانند فعالیتها را بر اساس سطح آمادگی دانشآموزان تنظیم کنند:
دانشآموزان ضعیفتر روی سطوح پایینتر کار کنند.
دانشآموزان قویتر مستقیم به افکندارهای آفریدن و ارزشیابی بروند.
این رویکرد فراگیری را شخصیسازی میکند.
۶. ادغام فناوری و ابزارهای رمزال(دیجیتال)
یادآوری/درک: ابزارک هایی مثل Quizlet برای کارت یادداشت
کاربرد/تحلیل: ابزارهایی مثل GeoGebra برای حل مسئله یا تحلیل داده.
ایجاد: Canva، Minecraft Education یا ابزارهای ساخت پویانگاشت(فیلم) برای افکندارهای خلاقانه.
۷. خودارزیابی و فراشناخت دانشآموزان
دانشآموزان یاد بگیرند خودشان بگویند: «ما الان در سطح تحلیل هستیم» یا «برای ایجاد این افکندار به درک عمیقتری نیاز داریم.» این کار مسئولیت یادگیری را به خودشان منتقل میکند.
نکات عملی جالب برای شروع
از لیست افعال کلیدی بلوم (مانند: توصیف کن، مقایسه کن، طراحی کن، انتقاد کن) در طرح درس استفاده کنید.
درس را با یک فعالیت سطح بالا شروع کنید تا کنجکاوی ایجاد شود، سپس پایهها را محکم کنید.
در جلسه های گروهی سطوح مختلف را هدف بگیرید.
ارجاع:
عینی پور، جواد. (1405). کاربردهای سطوح حیطه شناختی اهداف آموزشی. سایت تازه های روان شناسی تربیتی. بازیابی از: www.eynypour.ir